جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آزاد در لغت نامه دهخدا

آزاد

(اِخ) تخلص شاعري فارسي گوي اهل کشمير، از متأخرين، صاحب چندين هزار بيت مثنوي و غزل و جز آن. سياحت را دوست ميداشته و در پيري بتويسرکان ساکن و متأهل شده است. نامش احمد. وفات به سال 1150 ه . ق.

کلمات مشابه