جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آزاد در لغت نامه دهخدا

آزاد

(ص، اِ) نوعي سوسن و صفتي از آن و آن سوسن سپيد است. (قاموس) :
گلبن اندر باغ گوئي کودکي نيکوستي
سوسن آزاد گوئي ساقيي زيباستي.فرخي.
سوسن آزاد و شاخ نرگس بيمار جفت
نرگس خوشبوي و شاخ سوسن آزاد يار
اين چنان زرين نمکدان بر بلورين مائده
وآن چنان چون بر غلاف زرّ سيمين گوشوار.
منوچهري.
خداوندا ز مدح تو زبان بنده درماند
وگر چون سوسن آزاد سرتاپا زبان گردد.
کمال اسماعيل.

کلمات مشابه