جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آب تنزیه در لغت نامه دهخدا

آب تنزیه

[بِ تَ] (ترکيب اضافي، اِ مرکب) پيش يهود آبي است آميخته بخاکستر گاو سوخته [ گاوي سرخ که بني اسرائيل بکشتن و سوختن آن مأمور شدند ] و چوب سرو و زوفا و ارغوان و آن را بر تن کسي که مس ميت کرده ريزند، و آن کس که پس از مس ميت اين آب بر او نريزند از ملت اسرائيل طرد شده و کشتن او واجب آيد. (از قاموس کتاب مقدس).

کلمات مشابه