جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آرام در لغت نامه دهخدا

آرام

(اِخ) نام کوهي يا آن کوه که ميان مکه و مدينه است. || نام پدر عاد نخستين يا نام پدر عاد پسين يا نام شهر و يا نام مادر ايشان و يا نام قبيلهء ايشان. || نام آبي بديار جذام در اطراف شام.

کلمات مشابه