جستجوی پیشرفته


تبلیغات

معنی لغت آرام در لغت نامه دهخدا

آرام

(اِخ) بروايت تورات، نام پنجمين فرزند سام بن نوح. || نام سوريه و شام و بين النهرين مسکن آراميان فرزندان آرام بن سام بن نوح.

کلمات مشابه